تبليغاتX
هجران بی رنگ دیده بودی؟!

 

.... بعضی چیزا آدم رو بد می کشه! ....

.... مردن مردن دیگه دختر جون بد و خوبش چیه؟!....

.... نع! بعضی چیزا آدم رو بد می کشه! ....

.... نمی دونی. الهی هیچ وقت هم ندونی..... ....

....

.... بعضی وقتا هیچی نداری که بگی ....

.... اما بعضی وقتا یه عالمه حرف تو دلته ....

.... بازم خاموش می مونی چون تو بزرگ تر از تموم اون حرف هایی ....

.... بعضی وقت ها از طرف مقابلت خجالت می کشی حرفی رو بزنی....

.... اما بعضی وقت ها از خودت! ....

.... بعضی وقتا ترجیح می دی سکوت کنی و بگذری ....

.... حتی اگه اینطوری خر جلوه کنی ....

.... بعضی وقتا چیزی که ناراحتت می کنه بزرگه ....

.... اما بعضی وقتا حتی اگه بزرگ نباشه هم چون می دونی حقت نیست سختته! ....

.... بعضی وقتا جزای اعمالت رو می کشی ....

.... اما بعضی وقتا به گناه ناکرده مجازات می شی ....

.... بعضی وقتا می دونی داری وارد یه بازی می شی و باز ادامه می دی ....

.... اما بعضی وقتا دیگه خسته می شی ....

.... بعضی وقتا مثه یه الاغ بی شعور مهربونی. انقد که همه بگن تو خیلی منطقی هستی! ....

.... اما بعضی وقتا مثل یه شیر خشمگین ....

.... بعضی وقتا از خوب بودنت پشیمون می شی ....

.... اما با این حال هنوز سعی می کنی همونقدر خوب باشی ....

.... بعضی وقتا انقدر خسته ای که می خوای همه چی رو بذاری و بری ....

.... اما بعضی وقتا حتی حال و حوصله ی رفتن هم نداری ....

.... بعضی وقتا کلی دوست دور و برت هستن و هر روز کنارت ....

.... بعضی وقتا تنهای تنها می مونی ....

بعضی وقتا ......

یا هجرانی

یا مثله همه......

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  85/08/30ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط  هجران  | 

Image and video hosting by TinyPic

گاهی ما نیازمند بیابانی می شویم !
بیابانی برای فریاد کشیدن

با تمام وجود ...
همان جا که انسانی نیست برای خیره شدن به تو

و خودت را فریب بدهی به این امید که فقط او صدایت را می شنود
و آنقدر فریاد بزنی که دیگر نای حرف زدن نداشته باشی....
گاهی ما نیازمند بیابانی می شویم

برای آنکه در آغوشش دراز بکشیم و در آسمانش رقص ستاره ها را ببینیم
و ماه را که به تو خیره شده
ولی تا نزدیکترین بیابان نزیک خانه هامان ... راه درازیست
شاید.... شاید باید نگاه های خیره ی مردم را به جان خرید
وقتی فریاد می کشی و آن ها خیال می کنند دیوانه ای

پ. ن: و هیچ کس ندانست....

         نام آن کبوتر غمگینی که از قلب ها گریخته ایمان است....

+ نوشته شده در  85/08/27ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط  هجران  |