قلب من خوشحال است....
هنوز بین این همه سردرگمی، هنوز بین این همه سیاهی
هست خبرهایی که دلم رو می لرزونه.
و قلبم خوشبخت است....
و خوشحال است
آن چنان که سال های سال نبوده است.
پ.ن۱: تعریفی برای حسم ندارم.
دوباره خاله شدن بعد از سال ها و
دیدن کوچولوی نازنین فقط از پشت مونیتور.... ![]()
پ.ن۲: اینم رمان کوچولوی ما تو اولین روز زندگی اش.