تبليغاتX
هجران بی رنگ دیده بودی؟!
۱. 

سوگواری بس است!
مرده ام را به خاک می سپارم
و شعرهایم را خیرات می کنم....

 تجربه ي تازه

۲.

چنان بازی ام می دهی که گویی
پسر بچه ی شیطانی
با تسبیح مادربزرگ بازی می کند!

 
بازی هایت را هم دوست دارم....

۳.

پستچی به جای نامه تنهایی آورد....

۴.

تمام دانسته هایم را بالا می آورم.
می خواهم در جهل بمیرم.
می خواهم مرتکب هر آنچه که سال های سال گناه می نامیدمش شوم.
می خواهم گناه کنم
گناه............
گناه.......
گناه....
گناه.

+ نوشته شده در  85/11/29ساعت 2:18 بعد از ظهر  توسط  هجران  |