آری هميشه بدين گونه بوده است
من ميان پرانتزهای شما هميشه مجبور به خلاصه بوده ام
هميشه حرف هايم را، درز گرفته ام
هميشه خودم را، قلم گرفته ام
هميشه برای پايان خودم، به اجبار نقطه ای گذاشته ام
من در ميان پرانتز های شما زنيتم را جا گذاشته ام
تا مردی باشم که در این ميان از نفس نيفتد
این زن ميان پرانتزها ديرگاهی است که خود را فراموش کرده است
حتی آن روژ لب «سورتي» که هيچگاه از او دور نمی شد
راستی غلط املايی را اصلا فراموش نکنيد!
برای بهتر ديدن
بفرماييد
این ذره بين مال شما....

پ.ن ۱:
پشت این وجود سنگی،
پشت این دو چشم رنگی هم چیزیست
کاش می دیدی اش....
پ.ن۲:
کسی می دونه چرا این روزها
گیتارم همه اش نت " لا " رو می گیره؟
+
نوشته شده در
85/12/07ساعت 9:39 قبل از ظهر توسط هجران
|