در سرزمینی که
عقیده و ایمان را به مهری بر شناسنامه می فروشند
و با برگه های خالی در صندوق
به راحتی آب خوردن با سرنوشت بیست میلیون بازی می کنند
ف....ک.....ر کرد و
مثل همه نبود.
چه قدر دشوار است
در سرزمینی که می توان انسانیت را
به قیمتی ارزان تر از یک مشت جو
در دکان سر کوچه خرید و فروخت
ـ و می خرند و می فروشند ـ
ا....ن....س....ا....ن بود و
انسان ماند....