تبليغاتX
هجران بی رنگ دیده بودی؟! - هدیه ی خدا

" رفتار من عادی است

اما نمی دانم چرا

این روزها

از دوستان و آشنایان

هر کس مرا می بیند

از دور می گوید :

                    این روزها انگار

                    حال و هوای دیگری داری!

اما

من مثل هر روزم

با آن نشا نیهای ساده

و با همان امضا همان نام

و با همان رفتار معمولی

مثل همیشه ساکت و آرام "

Image and video hosting by TinyPic

این روزها خدا رو یه جور دیگه می پرستم

این روزها بین چهاردیواری اتاقم بیشتر قدم می زنم

دیشب بعد از سال ها فهمیدم که نارنجی رو بیشتر از هر رنگی دوست دارم

نارنجی سرخ مثل همون شاخه رز....

دیشب فهمیدم که خدا وقتی بنده اش رو دوست داره تنهاش نمی گذاره.

امروز رو سخت شروع کردم

تو بودی این جا کنارم.... من کور شده بودم....کر هم!

حالا با منی و هیچی نمی تونه دست های مردونه و همیشه مهربونت رو ازم جدا کنه.

پ.ن۱: دیشب یه اس ام اس گرفتم:

این شب عیدی امیدوارم خدا یه هدیه ی خوب بهت بده!

هدیه ی خوبم تویی....

پ.ن.۲: این جا خبراییه کسی می دونه چیه؟ 
+ نوشته شده در  85/10/11ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط  هجران  |