تبليغاتX
هجران بی رنگ دیده بودی؟! - بهار

حالا كه برايت مي نويسم، پاسي از شب گذشته است و پاييز طلايي لاچيني.

باشد، قول مي دهم اين آخرين نوشته ی سياه اين سالم باشد. قول مي دهم تا پايان اين سال ديگر سياه نباشم.

اين خصلت احمقانه‌ايست كه من دارم، همين كه تمام پل هاي پشت سرم را خراب مي كنم و هيچ هم فكر اين كه روزي بايد از روي همين خرابه ها بگذرم را نمي كنم....تمام پل ها را ويران مي كنم تا يك تلنگر مرا به تو پيوند بزند و به يادم بياورد كه از آدم بودن به جز ظاهر هيچ به ارث نبرده‌ام.

كسي مي گفت من خودم را چسبانده‌ام به دامان مادرم و با تمام اين دنيا سرِ جنگ دارم، يك تنه برخاسته‌ام در برابرش تا له‌م كند و من هم بشوم مثل هزاران آدم ديگر كه انتهاي بازي مي فهمند جز بازيچه هيچ نبوده‌اند....آدم هاي ديگر را رها كن....من هيچوقت به هيچ كس از تبار آدميان شبيه نبوده‌ام، گاهي آنقدر خوب كه هزار شيطان را نوميد كنم از خودم و گاهي آنقدر بد كه هزار هزار فرشته را برانم از خود....

اينجا زمستان است، و برف کیمیا شده است امسال....بهار مي شود، همه جا سبز مي شود و آدم ها به گمانشان نو مي شوند....هزار بار گفته‌ام، دلي كه كهنه بماند چه سود از خانه ی نو و جامه ی نو و سال نو....ما همان آدم هاي هزاران سال پيشيم كه به گذر اين زمان، هيچ هم نو نخواهيم شد....بهار مي شود و من مثل هزاران سال پيش خدا را قسم می دهم....بهار مي شود و من مثل هزاران سال پيش بي‌جواب مي مانم....بهار مي شود و من دوستش خواهم داشت....بهار مي شود و دل من تنگتر از ماهي قرمزِ توي تنگ مي شود....بهار مي شود، تابستان مي آید، پائيز مي رسد و باز زمستان كه بي‌برف و بي‌باران....

و دستم به هيچ كجاي اين دنياي وانفسا بند نيست....به من نگو اين دنيا حادثه است، نگو تمام اين اتفاقات از سر تصادف گرد آمده تا مرا دق بدهد....دنياي آدم كه اين بشود واي به حال آخرتي كه نيامده است....حالا هي داد بزن، هي فرياد بزن. هيچ كس هم به دادت نرسد كه حالت بد است و ماه هاست اين درد لعنتي سينه ات را سنگين مي كند و....بگذار حالت بد بماند!

من هرگز در برابر هيچ تندبادي قد علم نكرده‌ام....تا باد بوزد، كمرم خم مي شود....

آدمي كه حقير باشد، هر چه دارد هم، حقير است و ناچيز....دنيايش حقير مي شود، آدم هايش حقير مي شوند، خواسته‌هايش حقير مي شوند...................

خداوندا! حقيرتر از اين مخواهم....    Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  85/12/13ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط  هجران  |