تبليغاتX
هجران بی رنگ دیده بودی؟! - دین

اين دين، اين مذهب،  اين تفکر، اين عقايد، اين علايق....

پدر بيا از روی دوشم بردار.... من نه به دين محمّد، که به دين تو خدا را می‌پرستم....

پدر بيا عقايدت را از روی درکم بردار.... پدر....

اين زندگی نه زندگی من که زندگی توست....

اگر به من باشد، دينت را قبول ندارم....

اگر به من باشد من اين تفکر را نمي خواهم....

اگر به من باشد اين مذهب پوسيده‌ی تو را قبول ندارم....

کی اين بار را از روی دوشم برخواهی داشت؟ من خسته‌ام پدر....

ديگر دين و مذهب موروثی‌ات دارد حال دقايقم را بهم می‌زند....

 

 

 

پ. ن۱:  به اندازه ی يك گوسفند كه دارند مي برندش براي كُشتن، نفهمم. خودم را زده ام به كوچه ی علي چپ، حالا توي اين كوچه گم شده ام و هيچ كس هم به دادم نمي رسد....

پ. ن ۲: فقط خدا و خودم از آن چه در قلبم می گذرد خبر داریم!

+ نوشته شده در  86/01/20ساعت 10:51 قبل از ظهر  توسط  هجران  |