تبليغاتX
هجران بی رنگ دیده بودی؟! - وحشی می شوم....
دیروز اولین ماه سال تمام شد.  اصلا از این تمام شدن متعجب نمی شوم. روزها هم مثل آدم ها، برق شده اند که می وزند از کنارم و تمام می شوند.

حالم خوب نیست.... بدتر این که برای این همه بد بودن هم دلیلی ندارم. سارا نشسته کنارم و با یکی از هزاران هزار بوی فرندش کل کل می کند. حالم هیچ خوش نیست.... سرم می ترکد.... گوش هایم سوت می کشند.... قلبم تیر می کشد.... معده درد و کلیه درد و کمر درد و هزار جور درد دیگر به درک، حالم خوش نیست.

گاهی خیلی فجیع خر می شوم! و گاهی از خر بودنم حالم به هم می خورد. دلم می خواد موهام رو از ته بتراشم. دلم می خواد موهایی رو که لای دست های مردونه اش چرخیده از ته بتراشم. نمی دونم چرا این قدر همه چیز بوی تو رو می ده. نمی دونم از کدوم سوراخ فرو شدی تو مغزم که بیرون نمی ری. پشتت رو به من می کنی و مثه  باد، بی تفاوت رد می شی.... دستام هنوز اما بوی تو رو می دن. دوست ندارم به اون شبای لعنتی فکر کنم که اون قدر صادقانه و عاشقانه ـ ! ـ از عاشقی هات زمزمه می کردی. دلم نمی خواد یادم بیافته که نفست بسته به وجودم بود و بی من می مردی! دلم نمی خواد یادم بیافته که تو کسی بودی که به سختی انتخاب می کردی و سرسختانه سر انتخاب هات می موندی. دوست ندارم.......دوست ندارم.......دلم نمی خواد....... روزی هزار بار با خودم تکرار می کنم هیچ کسی، وقتی میاد نمی گه اومدم دلتو، روحتو، جسمتو، زندگی ت رو ب....م! همین جوری شروع می شه خوب. به به چه سری .... چه دمی.......! خر منم که حتی همین درس دوم دبستان رو که هزار بار نوشته و خوندمش رو بلذ نیستم. تو بی تقصیری..... بی تقصیر. ( مثل همیشه! )

حالم از این دست راستم به هم می خوره. حتی تو تایپ هم سنگینی اش رو چپیه اس! اصلا حالم از تایپ کردن هم به هم می خوره. این نوشته ها من نیستم که. تو سگ مود هم که باشی، فرشته کوچولو هم که باشی همه ی کلمه ها رو یه شکلی می نویسه و مستی ات هیچ پیدا نیست.

حالم خوش نیست.... به نوشته هام زیاد توجه نکنید. مار گزیده تم! اینقدر هم روی فلط های املایی و انشایی و مضمونی ام زووم نکنید. می خوام بمیرم..... می خوام آدم بکشم. می خوام دنیا رو به آتیش بکشم. من بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم......بد.

+ نوشته شده در  86/02/01ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط  هجران  |