تبليغاتX
هجران بی رنگ دیده بودی؟! - کجایی بانو؟

آن جا شهریست

آسمانش بلکه آبی، هوایش اما هوای دیگریست.....

آن دورها جایی است...

زنی آن جاست تنها....

آسمان آرام است

خورشید می تابد....

زن اما بی نصیب است....

آن جا زنی ست خاموش.....

هزاران مزار...

هزاران حرف نگفته.....

زنی آن جاست....

خاموش است زن...

تاریک است زن....

خسته است زن........

***

برای زهرای بی نصیبم!

که ندونستم چی شد...

نفهمیدم کدوم  باد بردش....

هنوز نصفه امیدی دارم که شاید میاد

شاید یادش نرفته که چقدر محتاجشم

شاید هنوز فراموش نکرده که دوستی عالمی داره...

زهرای نازنین صبر کردم..... صبر کردم....

اما باز نیامدی

هزار بار به خانه ات سر زده ام اما

همان مهر سکوت بر درش بود

دست کم نگاهی بکن....

دلم تنگته........خیلی.

 

Image and video hosting by TinyPic

 

دو پشتی...

دو استکان چای سرد

و دو چشم منتظر....

کجایی؟

 

 

+ نوشته شده در  85/07/22ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط  هجران  |